فرستنده :
ماني غريبي
چهارشنبه 21/10/84
در تاریخ آورده اند که مردی بود شیر فرهاد کوهکنِ بالا برره ... او را عشق لیلونی وگرفتی و به کوه و دشت و دمن وزیتی از برای کوه وکندن ... لیک پس از گذشت یکسال و اندی هیچ کوه نَوَکندی ... از وی وپرسیدند پس چه وشد؟ چه وکردی در این یکسال و اندی ... فرهاد وگفت .. ها ... e کلنگ مرا نودیدی ... e را من یادم ورفت ویارم ...